X
تبلیغات
رایتل

داستان پیدایش گل پسر دومی 5

شنبه 13 تیر 1394 ساعت 23:34

اولین دیدار 93/8/18 یکشنبه

دیروز شال و کلاه کردیم رفتیم سونوگرافی تا برای اولین بار چشممان به جمال ماحصل تلاشمان روشن شود  

 دکترم قبلا گفته بود نیم ساعت قبلش ابمیوه شیرین بخور منم که نن جوون حرف گوش کن نشستم کنار بخاری چایی خوردم یا خرما حسابی و ابمیوه رو گذاشتم جلوم و تا معده بیچارم جا داشت ریختم و خوردم  

 موقع سونو دکتره هر چی سعی می کرد یک تصویر مناسب بگیره نامعلوم جان که غلط انداز فکر می کرد نن جوونش اب شنگولی خورده جفتک پرانی می کرد اخرش هم تو عکسش خوب نیفتاد 

تو گوگل دیده بودم جنین دستها رو سینه جفت کرده و پاها رو رو شکم جمع کرده و جنتلمن وار اروم و ساکت خوابیده ولی بچه جان ما انگار با مگس کش زدی رو عنکبوت ، پاها و دستهاش به اطرافش باز بود و مدام لگد می زد به دوروبرش 

فکر کنم با هر تپش قلب نن جوونش شوک گلوکزی بهش وارد می شد 

 تا دیروز که نه من به اون حسی داشتم نه اون به من ولی از دیروز من بهش حس دارم ولی فکر کنم اون بهم حسی نداشته باشه هر چی باشه منو ندیده واسه همین فعلا ازم نمی ترسه  

 رسیدیم خونه گل پسر می پرسه : دختر بود یا پسر؟ میگم دفعه بعد معلوم میشه  

 میگه : منم میام باهاتون ها؟ 

همش تو فکرم که اگر بیاد باهامون و دکتره بگه دختره یا پسر صددرصد گل پسر میگه : از کجا فهمیدی؟ 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد