X
تبلیغات
رایتل

داستان پیدایش گل پسر دومی 11

شنبه 13 تیر 1394 ساعت 23:42

دو تا گل پسر 93/10/27 شنبه

رفتیم سونوگرافی 

2 ساعتی نشستیه بودیم که نفر ماقبل ما رفت داخل  

از ترس اینکه یکی نخودی نره تو نوبت ما رفتیم پشت در کشیک دادیم 

گل پسر اومد کنارمون  

گفتنم برو بشین من برم بیام  

پرسید: بابا هم میاد؟ 

گفتم :اره 

محکم سرجاش ایستاد و گفت : منم میام  

هرچی زور زدیم که راهت نمی دن گفت منم میام و ابروهاشو گره زد 

امد داخل  

دکتره چندتا سوال پرسید تا جواب بدم گفت: یک داداش داره میاد 

برای چند دقیقه یادم رفته بود بدونم جنسیتش چیه و تا گفت داداش شوکه شدم 

باورم نشد پس دخترم کو؟ 

گل پسر پرسید: از کجا فهمیدین پسره؟  دقیقا می دونستم این سوالو می پرسه 

ما همگی موذیانه خندیدیم  و مثلا نشنیدیم 

دوباره بلندتر پرسید:از کجا فهمیدید پسره؟ 

گفتم: سبیل داره  

 دکتره خندید 

تک تک انگشتاشو شمردو نشونمون داد و البته همون اول گفت خیلی شیطونه 

همه جاشو دیدیم تا رسید به عضو نامسلمانش که منو از دخترم جدا کرد 

طاقت نیاوردم و گفتم : ای نامرد  

داخل ماشین که نشستیم تازه متوجه موضوع شدم و  دلم شکست  

بعض کردم و چشمام پر اشک شد  

بابای گل پسر اومد دلداری بده گفت: عیب نداره یکسال دیگه یکی دیگه میزایی دختر میشه 

همون موقع پسرم شروع کرد به وول خوردن دلم براش سوخت از اینکه بفهمه نن جوونش دلش می خواست یکی دیگه بجای اون باشه 

گل پسر تو دلش قند اب میشد ولی ظاهرشو بخاطر من ناراحت نشون می داد 

بوسیدمش و گفتم هردوتونو دوست دارم 

گفت: اخه تو دلت دختر میخواست 

گفتم:عوضش شما عروس میارید میشن دخترای من 

گفت:باشه 

 با زنداداشم رفتیم بازار و هرچی پول تو کیفم بود براش لباس خریدم دلم خنک شد 

آخییییییییییییییییش 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد