X
تبلیغات
رایتل

داستان پیدایش گل پسر دومی 12

شنبه 13 تیر 1394 ساعت 23:49

دلقک خانه 93/11/6  دوشنبه

چند روز اخیر گل پسر دومی جوری تو شکمم تکون می خوره که گاهی فکر می کنم مثل این فیلمهای تخیلی الانه که با چنگالاش شکممو پاره کنه با دهانی خون الود بیاد بیرون  

و از ترس بهش  التماس می کنم تورو خدا نکنی این کارو من دوستتم 

تا دراز می کشم کیفش کوک میشه بپر بپراش شروع می شه  

گاهی که بدجنسانه می افتم رو شکمم تا کمی کمرم راحت باشه ، اولش زیرم خودشو تکون میده یعنی: لندهور له شدم پاشو بعد که می بینه محلش نمی دم اونم بچه بدجنس میره پایین با تمام زورش لگد میزنه رو مثانه ام که همیشه خدا پره 

و من مثل جن دیده ها در حالیکه دو دستی مثانه ام رو گرفتم " ای وای مردم گویان"  می دوم سمت دستشویی 

و گل پسر اولی و بابای گل پسران با دهان باز و نگاه بهت زده بهم خیره میشن 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد