فرزند زمان خویشتن باش

سه‌شنبه 3 آذر 1394 ساعت 00:26

گل پسر در حال کفی کردن ظرفای کثیف : نن جوون با دوستم پنج شنبه تو مغازه مهتاب ساعت 4 قرار گذاشتیم بریم تبلتهامونو ببریم برام اون کلش رو که گفتی اینترنت و می مکه رو حذف کنه یکجور دیگه اش رو بزنه که با اینترنت کار نمیکنه 

نن جوون :مغازه مهتاب دیگه کجاست

گل پسر:همین سرکوچه ای دیگه

نن جوون: ها محراب رو میگی

گل پسر : چه میدونم چیه دوستم گفته اونو ببرم تو گروهی که تو هستی

نن جوون: وا یعنی چی میخواد چیکار اونا اشپزیه

گل پسر: منم گفتم اون گروه مال دختراست

نن جوون :چطور میخوای ببریش تو گروه

گل پسر : با زاپیا نصبش میکنم

نن جوون : ها تلگرامو میخواد نصب کنی

گل پسر : اره همون

به آخرین قرار نن جوونی  فکر میکنم که با خواهرم میرفتیم گربه هارو حین دزدیدن کشک گیر می انداختیم دمشون رو با کش می بستیم و اونقدر با چوب میزدیم تا صدای بز بدند.

نظرات (3)
سه‌شنبه 3 آذر 1394 ساعت 15:21
عروس دفاعش رو انجام داد راحت شد مادر
جیگر گل پسر با قرار گذاشتنش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قلبون عروس تحصیل کرده ام برم
ولی نن جوون درس اصلی رو زندگی یادت میده
دفاعش یک عمر طول میکشه
موفق باشی
سه‌شنبه 3 آذر 1394 ساعت 01:04
من خاموش می خونمت. امروز صبح داشتم فکر می کردم چطوریا هستی .خوبی . سرت شلوغه یا چی :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دستت درد نکنه
پیر شی الهی
خسته ام از شهریور پارسال تا الان اندازه انگشتای یک دست شب رو نخوابیدم
این چند ماه همش بیدارباش و راه بردن داداش کوچیکه گذشته
فعلا زنده ام چطور خدا عالم
سه‌شنبه 3 آذر 1394 ساعت 00:46
دیوونه بازیم ساعت یک شب گل کرده بود و خواستم واسه یکی دو تا پست قبل کامنت بذارم که دیدم بسته ن. پس فعلا واسه همین می‌ذارم تا بعدن.
هیچی دیگه! امیدوارم دو تا پسرتون زنده باشن و موفقیت‌هاشون رو ببینین. مثل اون خانم معلم هم امیدوارم واسه من هم بنویسه: "تو هم موفق باشی!"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اجازشون اقاست
لطف کردی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد