X
تبلیغات
رایتل

فوق مخ

دوشنبه 16 آذر 1394 ساعت 22:57

گل پسر : نن جوون اونروز داشتی غذا می پختی و بهم املا میگفتی یک زرشک افتاده لای کتابم له شده 

ارمان میگه : کتاب تو با کتاب من فرق داره ادم تو عکس کتاب تو زخمی شده خونش ریخته

تازه رنگ زرشک رفته اونور ورق کتابم

ارمان میگه: ادم تو کتاب تو واقعیه خونش رفته اونور ورق کتابت

نظرات (1)
یکشنبه 22 آذر 1394 ساعت 14:12
خون واقعی
میگفت آدمه پریود شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیگه تا اون حد اطلاعات نداره
فقط میدونه نن جوون گاهی مریض میشه نمیتونه جیشش رو نگه داره پوشک میبنده
واینکه نباید جایی جار بزنه آبروشو ببره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد