X
تبلیغات
رایتل

ایثارگر

دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 08:43

قبلا گل پسر میگفت : نن جوون قد تیم فوتبال برام داداش بیار تا یک تیم درست کنیم فوتبال بازی کنیم

یکی دو ماه که گل پسر کوچیکه رو راه برد خسته شد گفت: نن جوون دیگه بچه بسه نمیخوام تو سر عمل بمیری

بعد که ابجی کوچیکه دوستشو دید گفت: نن جوون یک ابجی هم بیار واسه دلت که دختر دوست داری دیگه بسه

در راستای خود لوس کنی نن جوونی: گل پسر! من میخوام ابجی بیارم این بابات نمیذاره

گل پسر: هان چیه چکار داری نمیذاری؟

بابا: آخه میخوام نن جوون تو ببرم سفر اروپا

نن جوون ذوقیده از مرگ: اگر بدونم واقعا میبری همین دوتا رو هم میذارم سر جاشون

گل پسر: وای نه ؛ منکه بزرگم جا نمیشم کله ام از دهنت میزنه بیرون ،کون داداش هم میره تو دهان من  ؛ تازه اون تو کثیف هم میشیم

هیچی دیگه رفتیم بلیطامونو کنسل کردیم

نظرات (4)
دوشنبه 14 دی 1394 ساعت 22:27
واااااااااااای فکر کن راست میگه دیگه این داداش کوچیکه هی خرابکاری میکنه داداش بزرگه قهوه ای میشه طفلک
تازه منم بی شووووهر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برو سر کار اب و نون دار خودم میام خواستگاریت
البته اگر نمیخوای گشنه بمونی
گل پسر گمان نکنم به کسی نون بده
شنبه 12 دی 1394 ساعت 07:31
خدا حفظ کنه خانواده تونو .قلم زیبایی دارین.
عالی مینویسین
واستون آرزوی سلامتی وخوشبختی دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربان لطفت آدرس وبلاگتونو میذاشتید میومدم سلامی میکردم گلم
پنج‌شنبه 10 دی 1394 ساعت 16:52
:))))))))
امتیاز: 0 0
دوشنبه 7 دی 1394 ساعت 10:48
عزیزم :) چقدر خوبی تو مائورین ...
باید مسابقه وبلاگ نویسی اول شی اما خب اصولا کیا اول میشن
... ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربان نظر لطفت بینام جان
اول و آخر نداریم حرف بادهواست از هر جا و هر جور دربیاد
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد