X
تبلیغات
رایتل

۱۸+

دوشنبه 26 تیر 1396 ساعت 01:41

گل پسر کوچیکه در حال پرسه زدن تو اشپزخونه و بلعیدن هرچیز قابل خوردنه که بابا از سر کار میاد

با دیدن لبخند نن جوون و ندیدن قیافه دژخیمانه و نشنیدن جیغ بنفش نن جوونی جرات پیدا میکنه تا کمی عشق در بکند و بوسه ای عاشقانه بدزدد

گل پسر کوچیکه مات و مبهوت نگاهی میکند و با کمی ترس و صدایی لرزان : بابا ؛ مامانمو نکن!

بابا رنجور از حضور دومین مدافع نن جوون صحنه رو ترک میکنه

چند روز بعد گل پسر کوچیکه لپهای نن جوون رو ماچ مالی میکنه

شیطنت نن جوون گل میکنه : گل پسر کوچیکه ؛ بابا چطوری نن جوون رو بوس کرد؟

گل پسر کوچیکه : دهنشو اورررررررررددد

با یاداوری صحنه انروز نگاه گل پسر کوچیکه رو سقف ثابت میشه و بعد کمی سکوت صورت نگرانشو به صورت نن جوون برمیگردونه : نن جووووون ؟ دهنت درد گرفت؟


نظرات (4)
سه‌شنبه 3 مرداد 1396 ساعت 23:22
امان از اونجور خاطرات دوران کودکی که من سالها شبها مواظب بودم بابام مامانمو خفه نکنه

پوکیدم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت 00:29
سلام
خوبییییییییییییییین؟
عجیبه گل پسر اولی کوجا بود؟؟؟
تا باشه از این بوسه ها
امتیاز: 1 0
پاسخ:
گل پسر عادت کرده
چهارشنبه 28 تیر 1396 ساعت 00:40
اخی...چه صحنه دردناکی براش شکل گرفته...
سعی کن براش جا بندازی وگرنه خاطره خوبی نخاهد شد براش...

من هم دوران طفولیت صحنه ای دیدم که هنوز که هنوزه با اینکه یک اتفاق عادی زناشویی بود اما برام اذیت کنندست....خیلی زیاد..چون اون لحظه فکر کردم اذیت میشن طرفین....

حالا یک اتفاق ساده در حد همین ماچ و بوس بودا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امان از اونجور خاطرات دوران کودکی که من سالها شبها مواظب بودم بابام مامانمو خفه نکنه
دوشنبه 26 تیر 1396 ساعت 14:34
یعنی از این جمله مامانمو نکن ،
قشنگ‌متوجه ۱۸+ بودنش شدم
.
.
.

خدا حفظشون کنه بچه ها شیرینیه زندگین ،
خوش باشید و خوشحال .
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد