X
تبلیغات
رایتل

آینه عبرت

پنج‌شنبه 26 مرداد 1396 ساعت 12:49

مراسم دستشویی رفتن گل پسر کوچیکه دست کمی از رد کردن هفت خوان رستم نداره

اولش که میگه جیش ندارم و دو دستی میچسبه به کله بینوا

با کلی قربان صدقه رفتن راضی میشه بره دستشویی

کلی اب بازی میکنه و با اکراه و ناز و ادای فراوان میاد بیرون

 پوشاندن شورت و شلوارش سخت ترین مرحله کاره 

اخرش با تهدید به اینکه گربه میاد اونجاتو میخوره لباسشو میپوشه

و اینچنین شده که هر از گاهی میاد و میگه اینجامو میخوری؟

نن جوون : نه پسرم اونو نمیخورن اون واسه جیش کردنه

گل پسر کوچیکه پشتشو میکنه و میگه : اینجامو میخوری؟ 

نن جوون : نه پسرم اون واسه عن کردنه

و این سوال و جواب ادامه داره تا اینکه نن جوون تصمیم میگیره کارو یکسره کنه

گل پسر کوچیکه : اینجامو میخوری؟

نن جوون : بله بیار بخورمش

گل پسر کوچیکه با خوشحالی پشتشو میکنه به نن جوون و شورتشو میکشه پایین  و نن جوون بسم الله گویان لپ سمت راست کونشو گاز کمی محکمی میگیره

گل پسر کوچیکه شوک زده با نگاهی پر از درد و ناباوری به نن جوون نگاه میکنه و دستش رو روی محل نن جوون گزیدگی قرار میده

نن جوون: بده بخورم

گل پسر کوچیکه: نه نخور 

سریع شورتشو میکشه بالا و در حال ترک صحنه مدام به عقب برمیگرده و میگه نه نخور  نخورش

نظرات (2)
چهارشنبه 1 شهریور 1396 ساعت 15:42

خیلییی خوووبه
اخه گفتی گربه!چرا ب تو‌میگه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چی بگم منفعتشه حتما
جمعه 27 مرداد 1396 ساعت 03:07
سلام
خوبین؟

فقط سکوت
امتیاز: 1 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد