X
تبلیغات
زولا

نبرد تن به تن

جمعه 27 آذر 1394 ساعت 23:56

اینروزها خونه شده محل تاخت و تاز گل پسر کوچیکه سوار بر رخشش روروک

تا سوارش میشه بسرعت و با جیغی از سر خوشی بطرف گلدانهای نن جوون حمله ور میشه

همزمان نن جوون با جیغ یا ابلفضل برای نجات گلهای بی دفاع وارد کارزار میشه

یکی رو پشت چهارپایه قائم میکنه یکی رو پشت پشتی

چندتایی رو هم گذاشته رو اپن

جلوی یکی دیوار حایلی بنام بالش گذاشته

هر گلدانی که از دسترس خارج میشه گل پسر کوچیکه بطرف دیگری حمله ور میشه در حالیکه لبخند نن جوون کشی بر لب داره

وقتی دستش از همه جا کوتاه میشه با نگاههای ملتمسانه دستهاشو باز میکنه تا بغل بشه

تا نن جوون ساده لوح میاد بغلش کنه ناگهان موهاشو میگیره لای انگشتای کوچیکش و با جیغی سرخوشانه بلایی رو سر موهای نن جوون میاره که نتونسته سر برگای گلها بیاره و اینبار دیگه از ابلفضل هم کاری برنمیاد و فریاد یا خدای نن جوون بلند میشه 

قربان خنده ها و حقه بازیهات بشه نن جوون 


نظرات (2)
شنبه 19 دی 1394 ساعت 02:33
مطمئنا به قول بعضیا به خدیجه خان باجی که نرفته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 14 دی 1394 ساعت 22:32
خوب این استعدادا ذاتیه ارث برده شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا ها یعنی به کی رفته این بچه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد